|
بنــــام نـــگاهِ تــــو
|
با غرور و منطقم / توی کافه میشینم
سخته که احساسمو / حالت مرگ ببینم
اسم تو روی لبام / جای سیگار دود میشه هیشکی دنیاش مثل من/ غمگین و تار نمیشه
می نوشم با نگاهت / قهوه ای که رو میزه در واقع تموم شدی / فنجون از هیچ لبریزه رو لبم لبخند تلخ / تکیه کردم به سکوت نمیخوام که رو کنم / گم شدم توو برهوت فکر میکردم نباشی / بی تو موندن آسونه تب حسرت با یه بغض / نمیاد توی خونه فکر میکردم نباشی / دل واست تنگ نمیشه شب من تا سپیده / با غم همرنگ نمیشه ولی یادم نمیره / تب و تاب وجودم که با اون طرح چشات/ شب رو از دل زدودم فیلم پر رونق سال / جدایی ما دو تاس
هر دو نقش اولیم / تنهایی جایزه ی ماس ادامه مطلب [ دوشنبه 4 اردیبهشت1391 ] [ 13:49 ] [ توسط افسانه راد ]
[ ]
موج طراوت بهار / رنگ طلایی دعاس برای برگشتن " تو "/ دستام همش رو به خداس
ورق ورق کتاب من / غزل غزل برای توست مصرع اول نگات / عبادتی بی انتهاس
دور از سواحل غروب / بنا کردم قصر بلور که با طنین عشق ما / شبیه شهر قصه هاس
احساس آبی دلم / میشه فدای لحظه هات حیف تلف بشه زمان / بهای هر نفس بالاس
با هجی دوست دارم / برات شقایق میچینم دلم میخواد باور کنی / حرفام بدور از ادعاس
همیشه آرزو دارم / به دریای نگاه تو بوسه رُ مهمونت کنم/ تا وقتی که دنیا با ماس
نامه هاتو با رازقی / چیدم کنار رویاهام خدا میدونه که دلم / به درد عشقت مبتلاس
همه میگن که رقص ماه / هاله ای ازقشنگیاس ناز چشاتو میخرم /تا وقتی پشت ابراس
توو گذر اقاقیا / به دنبال قدمهاتم آیینه ی تبسمم / پر از غبار رویاهاس
پ.ن: از تمامی دوستانی که این مدت نتونستم به موقع خدمتشان برسم عذرخواهی میکنم بخصوص از جناب سبز بزرگوار و اقای امین از آقای بابک ایرانی بخاطر حضور و کامنت زیبایشان متشکرم و متاسف از اینکه وبلاگشان تعطیل است. سپاس فراوان از جناب فامیل یکی از بهترنهای ترانه و موسیقی کشور ادامه مطلب [ یکشنبه 6 فروردین1391 ] [ 3:49 ] [ توسط افسانه راد ]
[ ]
نيمه شبهاى عمرم،
رج ميزنند آفتاب طلايي غبار آلودم را مگرچند تقويم دلتنگت هستم؟! قلم فاصله از بيم باز نيامدنت مينويسد! مگر از سوگ چندمين نسيم انتظار گيسوانم پريشان است ؟! به ساحل نگاه نو دوباره همجوار تاريكى می شوم تاستارگان رادر بامداد نگاهت ببينم روزی خواهد رسید ابرهای گریزان مبهوت جریانی بلورین میشوند در کنار دریای سرخوش از عشق ساحل بدور از دامنه ی فاصله ها باران ارغوانی را بوسه خواهم زد به روی گونه های شب گریه هایم را هدیه میدهم و دل به دریا میسپارم برای رسیدن به ساحل
[ سه شنبه 20 دی1390 ] [ 0:29 ] [ توسط افسانه راد ]
[ ]
مهتاب در آغوش شب
قصه ی مرا خواهدخواند امشب ! پنجره ی نگاهم را گشوده ام از سواحل دلتنگی " مینگرم رقص دریا با خروشانی امواجش" امشب جاده ی اضطراب را مسدود کرده ام تا خیال تو را سد نکند -------------------- با تشکر از آقا امین شاعر و مدیر وبلاگ شعر تنهایی که قطعه ای به کمک وی تغییر یافت.
ببین همبال مه شدم / شبِ بعد از رسیدنت پنجره ی نگاه ِ من / گشوده شد به دیدنت
حقیقت داره اینروزا / دیوونه وار دوستت دارم وقتی که لبخند میزنی / به خلوتت پا میذارم
حقیقت داره اینروزا / پر از نیاز و خواهشم وفتی قدمهات با منه / توو مسیر آرامشم
پنهون نکن نشونی تو / دست ِ دلم به زنجیره تردید نکن که احساسم/ هدیه ی فصل تقدیره
انگار دلم زانو زده / به پای آسمانِ نور دنیامو زیر و رو بکن / توو جاده های بی عبور
بهت دلبستگی دارم / تب نگات حقیقته بارون میگه شاه دلم / پر از مهر و صداقته
از چشم من تا کهکشون / راهی نمونده بهترین سکوت شب رُ پس بزن / کنار دلشوره م بشین
حقیقت داره اینروزا / یکم حسادت میکنم هر نفست سهم منه / ببخش جسارت میکنم
-------------افسانه راد------------ و این هم جواب استاد ملکلی عزیز به ترانه ی من منم باتو:همبازیم
[ پنجشنبه 24 آذر1390 ] [ 14:43 ] [ توسط افسانه راد ]
[ ]
|
|
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] |